واجد على خان

7

علم الأبدان ( فارسى )

امّا وريد شريانى دو طبقه است كه از جگر بريه مىرود و نهم غشا ست كه جمع آن اغشيه باشد و آن جسمىست عصبانى و باريك فائده او آنست كه اعضا را در پناه دارد و بپوشد و افاده حس در اعضاى عديم الحس مثل كبد و طحال و ريه و گرده نمايد و اين نه قسم اعضا از نطفه پيدا مىشوند و چون منفصل و منقطع شوند التيام نه‌پذيرند دهم لحم ست و جمع آن لحوم و آن از خون طبعى پيدا مىشود منعقد مىكند آن را حرارت و يبوست فائدهء او مملو كردن هر عضوست برحسب هيئت تركيبى او و گرم دارد اعضا را و دفع نمايد از وى آفتها را و چون از هم جدا شود بتدبير با هم پيوند و التيام پذيرد يازدهم شحم ست و جمع آن شحوم و آن پيدا مىشود از اجزى رقيقه باهيه خون و منعقد مىكند آن را برودت و نفعش آنست كه تر دارد بعضى اعضا را از دسومت و ماهيت خود و سمين نوعى از شحمست دوازدهم جلد بدن و آن منتشج از شنطايا يعنى ريشه‌هاى عصب‌ست و فائدهء آن حفظ شكل و هيئت و افاده حس و ادراك محسوسات بود و جلد مسامها دارد تا از راه مسام بخارات و فضلات اندرونى بخارج دفع نمايد و هواى بيرونى از راه مسام اندرون داخل شود سيزدهم شعرا عنى موىهاى كه پيدايش آن از بخارات دخانىست و فائده آن زينت بعضى چشم‌ست چون سر و ابروان و مزه‌هاى چشمان و لحى مردان و سواى اين اعضا بديگر اعضا كه مىرويند نفع آن تنقيه بدن‌ست از بخارات دخانيه چهاردهم ظفرا عنى ناخن و آن از قبيل استخوان نرم‌ست و فوائد ناخن آنست كه استوار و قائم دارد سرها انگشتان را و يارى دهد بگرفتن اشياى باريك بر وجه كمال اين چهارده اعضا را اطبا از اعضاى مفرده قرار داده‌اند و شعر / موى و ظفر / ناخن اگرچه از فضول بدنىاند و بعد قطع باز پيدا مىشوند امّا محسوب داشتن اينها به اعضاى مفرده بعيد از عقل نيست و چون زينت اعضا از آنست ذكر آن شامل اعضا روست فصل دوم در تشريح اعضاى مركب و آن را اعضاى آليه نيز گويند يكى از اعضاى مركبه دماغ ست بدانكه جوهر دماغ نرم و متخلخل و سفيدست و مقدم دماغ زياده‌تر نرم‌ست به نسبت موخر دماغ زيرا كه مقدم دماغ به نسبت اعصاب حس‌ست و حس در حقيقت انفعالست از محسوسات و جهت سهولت انفعال لينت ضرورست